جمعه 1395/6/12 وقتی که تو 10 روزت بود،ما واسه تولد 3سالگی محمدطاها،خونه عمو محمد دعوت شدیم.
من خیلی شوق داشتم چون بجز خونه باباجون و پدر جون،اولین مهمانی بود که میرفتی.
حیف که خیلی کوچولو موچولو و حساس بودی وگرنه من دوس داشتم خیلی زود باخودم جاهای مختلف ببرمت
.اما یه دفعه که منو بابا واسه کاری تورو باخودمون بیرون بردیم،وقتی برگشتیم بر اثر گرما تمام پوست بدنت دونه های گرمی قرمز زده بود.
به همین خاطر تصمیم گرفتیم تورو زیاد بیرون نبریم.
عکس های روز تولد...
برچسب:
نویسنده: رادین صادقی