
عقیقهدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.بعد از 24 ساعت منو از بیمارستان مرخص کردن،بابا اومده بود دنبال من و دختر نازم آترینا که مارو به خونه ببره. بابا وقتی تورو در آغوش گرفت خوشحالی تو چشماش موج میزد و همش قربون صدقت میرفت. چون من حال خوبی نداشتم و هنوز بلد نبودم چطور باید ازتو، پرنسس مامان نگهداری کنم،من و بابا تصمیم گرفتیم که واسه چند روز برم خونه مامان جون فاطمه تاهم خودم حالم بهتر بشه هم اینکه از مامان جون یکم بچه داری یاد بگیرم. روز شنبه 1395/6/6 من و بابا تص...
ادامه مطلب
دخترم یکی یدونست،دخترم چراغ خونستدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.روز 1395/6/15 تورو واسه اولین بار بهداشت بردم تا مراقبت های خودشونو شروع کنن،قدت بلند نشده بود اما 3500 گرم شده بودی که میگفتن پیشرفت خوبیه،آخه تا 10 روزگی هیچ نوزادی افزایش وزن که نداره هییییچ،کاهش وزن هم پیدا میکنه.ولی از 10 روزگی به بعد زمان وزن گیریه.تو فقط 3 روز بود که وارد زمان وزن گیری میشدی پس 3500 گرم وزن خوبی بود.کوچولوی من، از اون روز به بعد تو باید قطره مولتی ویتامین میخوردی که م...
ادامه مطلب
بعد از 24 ساعت منو از بیمارستان مرخص کردن،بابا اومده بود دنبال من و دختر نازم آترینا که مارو به خونه ببره.بابا وقتی تورو در آغوش گرفت خوشحالی تو چشماش موج میزد و همش قربون صدقت میرفت.چون من حال خوبی نداشتم و هنوز بلد نبودم چطور باید ازتو، پرنسس مامان نگهداری کنم،من و بابا تصمیم گرفتیم که واسه چند روز برم خونه مامان جون فاطمه تاهم خودم حالم بهتر بشه هم اینکه از مامان جون یکم بچه داری یاد بگیرم.روز شنبه 1395/6/6 من و بابا تصمیم گرفتیم واسه طول عمر و سلامتیت گوسفندی به نیت عقیقه قربونی کنیم.بابا انقد تورو دوس داشت که همون روز اول میخواست اینکارو بکنه ولی ن...
ادامه مطلب
روز 1395/6/15 تورو واسه اولین بار بهداشت بردم تا مراقبت های خودشونو شروع کنن،قدت بلند نشده بود اما 3500 گرم شده بودی که میگفتن پیشرفت خوبیه،آخه تا 10 روزگی هیچ نوزادی افزایش وزن که نداره هییییچ،کاهش وزن هم پیدا میکنه.ولی از 10 روزگی به بعد زمان وزن گیریه.تو فقط 3 روز بود که وارد زمان وزن گیری میشدی پس 3500 گرم وزن خوبی بود.کوچولوی من، از اون روز به بعد تو باید قطره مولتی ویتامین میخوردی که منو بابا با شوق و ذوق بهت قطره میدادیم توهم با هزار تا ناز و ادا قطره میخوردی. عکس هایی که روی صندلی انتظار بهداشت گرفتم. ...
ادامه مطلب